
نقل است که شيخ بايزيد هر سال يک نوبت به زيارتدهستان شدي به سر ريگ که آن جا قبورشهداست،چون بر خرقان گذر کردي باستادي و نفس برکشيدي،مريدان از وي سئوال کردند که شيخا ما هيچ نمي شنويم؛گفت: آري که از اين ديه دزدان بوي مردي مي شنوم،مردي بود نام او علي و کنيت او ابوالحسن؛به سه درجه از من بيش بود،بار عيال کشد و کشت کند و درخت نشاند! تذکرة الاولیاء ـــ عطّار نیشابوری...
ادامه مطلب