در آن کنج کاروانسرايی بودم
آن فلان گفت که به خانقاه نيايی ؟
گفتم من خود را مستحق خانقاه نمیبينم
خانقاه جهت آن قوم کردهاند
که ايشان را پروای حاصل کردن نباشد
من آن نيستم !
گفتند به مدرسه نيايی ؟
گفتم من آن نيستم که بحث توانم کردن
اگر تحتاللفظ فهم کنم
آن را نشايد که بحث کنم
و اگر به زبان خود بحث کنم
بخندند و تکفير کنند
من غريبم و غريب را کاروانسرا خوش است
صحبت با ملحدان خوش است
که بدانند من ملحدم !
مقالات شمس ـــ سماع کلمه
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل مرادی