خرید بک لینک

[ به مهدیِ جان ــ اخوان ثالث :

ابرکان آبی نیآوردند، باران مرده است؟

آن که می گفتند می خواند بهاران، مرده است؟

آن که می گفتند می خواند بهاران، مست مست

از شما می پرسم آیا در زمستان مرده است؟

بس شنیدیم و شنیدید از کرامات بهار،

ای دریغا فرودین در کنج زندان مرده است!

رستم دستان نمی آید؟ خیالت سبز باد!

ای برادر، رستم ما روی دستان مرده است!

«ای عجب دلمان بنگرفت و نشد جانمان ملول»1 ــ

ز این بهاری که اینچنین سر در گریبان مرده است؟

«ای بهار همچنآن تا جاودان در پیش روی»2

منگر اینسان بر من این برّ و بیابان مرده است!

با چراغ اینگونه گرد شهر خاموشان مگرد،

چند روزی هست می گویند: انسان مرده است!

یحیا نجوا ـــ یک چوب و دو سنگ

1)

ای عجب دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول ــ

ز این هواهای عفن، و این آب های نا گوار؟

جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی

2)

ای بهار همچنان تا جاودان در راه

همچنآن تا جاودان

بر شهرها و روستاهای دگر بگذر!

مهدی اخوان ثالث

برچسب: بدن انسان مرده نجس است مگر, نویسنده: ابوالفضل مرادی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 18:16

صفحه بندی