غریب را کاروانسرا خوش است - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:16
xa0 در آن کنج کاروانسرايی بودمxa0 آن فلان گفت که به خانقاه نيايی ؟ گفتم من خود را مستحق خانقاه نمیبينمxa0 خانقاه جهت آن قوم کردهاندxa0 که ايشان را پروای حاصل کردن نباشدxa0 من آن نيستم ! گفتند به مدرسه نيايی xa0؟ گفتم من آن نيستم که بحث توانم کردنxa0 اگر تحتاللفظ فهم کنمxa0 آن را نشايد که بحث کنمxa0 ...
جمعیّت پنهان - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:16
xa0 نه کنار گودم ، نه میان جمعیّت ؛ من ،xa0جمعیّت پنهان خویشم : فراوانی فردیّت های لجام گسیخته ـــ گمراهم نمی کند! یحیا نجوا ـــ وحی های کاملاً شخصی ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ xa0 پی نوشت : یونسی دیدم ـــ نشسته بر لب دریای عشق ، گفتمش : چونی ؟ جوابم داد :xa0 بر قانون...
نوشته بر دریا - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:15
xa0 بر همه چيزی کتابت بود ،xa0 مگرxa0بر آبxa0 و اگر گذر کنی بر دريا، از خون خويشxa0 بر آبxa0کتابت کنxa0 تا آن کز پی تو در آيدxa0 داند کهxa0 عاشقان وxa0مستان وxa0سوختگان رفته اند! ابوالحسن ـــ خرقانی ـــ سماع کلمه
تــُهــیــا - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:15
xa0 زیر این همه بی شکلی خالی است ،xa0 و خالی ـــ در دام عقل است ! xa0یحیا نجوا ـــ وحی های کاملاً شخصی xa0 xa0ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ
ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 16:42
xa0 xa0 نقل است که شيخ بايزيد هر سال يک نوبت به زيارتxa0دهستان شدي به سر ريگ که آن جا قبورشهداست،xa0چون بر خرقان گذر کردي باستادي و نفس برکشيدي،xa0مريدان از وي سئوال کردند که شيخا ما هيچ نمي شنويم؛xa0گفت: آري که از اين ديه دزدان بوي مردي مي شنوم،xa0مردي بود نام او علي و کنيت او ابوالحسن؛xa0به سه درج...
آئین دست تو - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 16:42
xa0 [ برای دوست ، به خاطر دوستی : xa0 بر این کویر تشنه می خواهی ببار ای دوستxa0 من سردم است آغوش گرمت را بیآر ای دوست xa0 من سردم است آری ، بهار از یاد من رفته است باری ، پیامی را بیآر از آن بهار ای دوست xa0 یک بار دیگر تازه آئین دستت را بس دور افتاد این خمار از آن کنار ای دوست xa0 یک نوبه عادت را ب...